العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

675

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

عليهم السلام نمىگرفتند و مردم به خلفا و واليان وقت مىدادند چون مصرف خراج مصالح حكومت و دولت است و ائمه عليهم السلام خود متصدى امر حكومت نبودند مگر امير المؤمنين و امام حسن عليه السلام و زكات براى خيرات است و امام حق دارد مردم را ملزم كند تا به او پردازند يا رها كند تا خود به مصارف معينه برسانند بر خلاف خراج و نيز خراج هزاران برابر بيش از زكات است چون از باغ و هر نوع كشت و حبوب و محصول مىتوان گرفت و دهندگان را مىتوان ملزم كرد و اگر مدعى شوند چيزى بر عهده ندارند يا خود به راهى مصرف كرده‌اند از آنها پذيرفته نمىشود بر خلاف زكات و شايد در مملكتى هيچ محصول زكوى نباشد اما خراج بهر حال هست و خمس و سهم امام ( ع ) كه از جهت منصب مال امام است نه براى اعانت فقر است و نه مصارف حكومت و نه براى اندوختن و ثروت شخصى فراهم كردن نعوذ با لله بلكه فقط براى حفظ آبروى دين و ذريه پيغمبر ( ص ) و ترويج شريعت و غير اين وجهى تعقل نمىشود حتى ائمه عليهم السلام به شعراى اهل بيت صله هاى كلان مىدادند تا مردم را به علماى خاندان رسالت متوجه سازند و از توحيد و معرفت و علوم آخرت بهره مند گردانند . و به وكلاى خويش در شهرها كه از علما و بزرگان و مروجين دين بودند اجازه مىدادند از مردم سهم امام بگيرند . و مصرف ترويج دين كنند و هر چه شيعه بيشتر و شهرهاى شيعه نشين فزونتر باشد احتياج به تعليم و معلم دين در آن شهرها بيشتر است . اما ارث بىوارث به ظاهر براى رفع تنازع مردم و تعيين تكليف